تبليغاتX
قوانین زناشویی مدرن
 
قوانین زناشویی مدرن
 
 
آموزش زناشویی در دنیای امروز
 

۱-      به شخصيت همسرمان احترام بگذاريم.

 ۲-      ارتباط كلامي و عاطفي گرم و صميمانه اي با همسرمان

داشته باشيم.

 ۳-    به همسرمان به عنوان حامي و پشتيبان نگاه كنيم.

 ۴-      با جملات زيبا از همسرمان دلجويي كنيم.

۵-      همسرمان را با ديگري مقايسه نكنيم.

 ۶-     آراستگي و نظافت را فراموش نكنيم.

 ۷-     خود را به جاي همسرمان بگذاريم.

 ۸-     مقابله به مثل نكنيم.

 ۹-      از ازدواج خود اظهار پشيماني نكنيم.

 ۱۰-  قدرشناس باشيم.

 ۱۱خوش قول باشيم.

 ۱۲راستگو باشيم.

 ۱۳-  با يكديگر مهربان باشيم.

 ۱۴-  عفو و گذشت داشته باشيم.

 ۱۵- صحبت پذير و قهر گريز باشيم.

 ۱۶-  مثبت نگر باشيم.

 ۱۷- رفتارهاي مثبت همسرمان را تحسين كنيم.

 ۱۸-  شاد باشيم.

 ۱۹- كم توقع باشيم.

 ۲۰- صبور و با حوصله باشيم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 21:29  توسط ایلیا  | 

خانمي با تحصيلات دكتري عنوان مي نمود همسرش به بهانه

 تربيت بهتر فرزندان ادعا كرده اگر مي خواهي به زندگي مشتركمان

ادامه دهيم بايد شغل خانه داري را انتخاب كني و خانم با توجه به

زحمتي كه در راه كسب مدارج علمي كشيده بود نمي توانست

بپذيرد كه يك عمر تلاش و هزينه خود و جامعه را بيهوده هدر  دهد

لذا در فكر جدايي بود.

امروزه شاهد حضور فعال زنان در عرصه هاي علمي و اجتماعي و

فرهنگي و سياسي هستيم و اين حضور روز به روز بيشتر و پر رنگ

تر مي شود. زن امروز نسبت به زنان ديروز تغيير زيادي كرده و اين

تغييرات مورد پذيرش اكثر مردم قرار گرفته و هر روز بيشتر قابل درك

 خواهد شد. ولي متاسفانه هنوز كساني هستند كه با توجه به عقايد

 پيشينيان نتوانسته اند خود را با اين تغييرات وفق دهند و مخالف حضور

 زنان در عرصه هاي مختلف مي باشند. البته ما بحث درستي يا

نادرستي اينگونه عقايد را نداريم زيرا عقيده هر شخص براي خودش

قابل احترام مي باشد ولي توصيه ما اين است كه روشي داشته

باشيم تا از بروز بحران در خانواده جلوگيري شود.

 زيرا مردان مخالف با حضور زن در جامعه در مواجهه با زنان موافق

 حضور زن در عرصه هاي گوناگون  با مشكلاتي روبرو مي شوند كه

 ممكن است سبب ايجاد تنش و بحران در خانواده ها شود. بعضي از

مردان به طور كل با حضور زن در عرصه هاي علمي و يا اشتغال

مخالفند و و عده اي ديگر براي زنان شرايط محدود كننده اي وضع

مي كنند . مثلا" حضور در محيط هاي كاملا" زنانه و يا دور نبودن از

خانه و نداشتن هيچ گونه ماموريت و سفر و يا شب كاري  و بسياري

از شرايط محدود كننده ديگر. به اين گروه  مردان تاكيد مي شود قبل

 از ازدواج موضع خودشان را مشخص نموده و كاملا" صريح و روشن

عقايد خود را بروز دهند و مشخص نمايند كه در جامعه امروز آيا مشوق

 و همراه زنان هستند يا مخالف و مانع آنان مي باشند؟

در مقابل چنين مرداني زنان به چند گروه تقسيم مي شوند . عده اي

با رضايت خاطر و بدون هيچ مشكلي خواسته مردان را مي پذيرند.

عده اي ديگر با در نظر گرفتن دلايل و شرايط خاص خودشان با

 نارضايتي و به اجبار تن به خواسته مردان مي دهند. كه البته اين

نارضايتي دروني مي تواند مشكلات دروني و روحي خاص خودش را

درپي داشته باشد . از قبيل احساس ضعف و سرخوردگي و عدم

 اعتماد به نفس و غيره. عده اي ديگر از زنان به هيچ عنوان حاضر

نيستند به خواسته اين گونه مردان توجه كنند و همين امر موجب

ايجاد بحران و كشمكش در خانواده مي شود و در بعضي موارد زنان

 مجبور مي شوند به خاطر عقايد و خواسته هايشان جدايي از همسران

 را انتخاب نمايند ولي از اهداف خود چشم پوشي نكنند.اذعان داريم

كه تغييرات فرهنگي و عقيدتي در كل جامعه نيازمند گذر زمان است

وليكن در چهار چوب زندگي فردي مان مي توانيم  بهترين گزينه را

انتخاب كنيم.لذا توصيه مي شود زنان ابتدا براي شخص خودشان

اهداف و آمال و آرزوهايشان را مشخص كنند و ميزان انعطاف پذيري

خودشان در راه رسيدن به خواسته هايشان را نيز تعيين نمايند .آيا

جزء زناني هستند كه حاضرند به خاطر همسر وفرزند و يا شرايط

ديگر خانوادگي از اهداف علمي يا شغلي خود چشم پوشي كنند

 و يا در محدوديت هاي خاص قرار گيرند و يا به هيچ عنوان ، هيچ

شخصو هيچ شرايطي نمي تواند مانعي براي آنها محسوب شود؟

 وقتي موضع عقيدتي خود را مشخص كردند قبل از ازدواج واضح و

روشن عقايد خود را بيان كنند و حتي اگر لازم مي دانند در عقد نامه

جزء شرايط ضمن عقد متذكر شوند. و عنوان كنند كه در راه كسب علم

 و يا اشتغال هيچ كس و يا هيچ چيز نبايد مانع آنها شود .متاسفانه

گاهي افراد قبل از ازدواج از ترس اين كه به وصال هم نرسند و

فقط براي اين كه ازدواجي صورت گيرد بسياري ازشرايط وعقايد

خود را بروزنمي دهند زيرامي ترسند ماهيت دروني شان آشكار شده

و طرف مقابل منصرف شود. لذا پيش خود متصور مي شوند كه مهم

نيست در آينده يك جوري با همسرم كنار مي آيم و يا به نحوي

همسرم را مطابق ميل خودم قانع مي كنم وخلاصه با تصوراين

كه درآينده مشكلات را به نحوي حل خواهند نمود قبل از ازدواج

در مورد مباحث مختلف هيچ گفتگويي نمي كنند. و متاسفانه در

بسياري از موارد بعد از ازدواج تصوراتشان غلط از آب در مي آيد و

نمي توانند به سادگي مشكلات را حل كنند و همين امر موجب

تنش و بحران در خانواده مي گردد. پس توصيه مي شود قبل از

ازدواج در مورد همه مسائل حتي پيش پا افتاده ترين موارد نيز با

هم به بحث و تبادل نظربپردازيدوشرايط خود را كاملا" واضح وآشكار

بيان كنيدوميزان انعطاف پذيري خود راصادقانه متذكر شويد و هرگز

به خود وعده ندهيد كه در آينده مشكلات را حل خواهيد كرد سعي

كنيد قبل از مواجهه با مشكل آن را بررسي كرده و راه حل هاي مختلف

 را مورد توجه قرار داده و بعد تصميم بگيريد. در غير اين صورت در

آينده بايد تاوان عدم دورانديشي خود را بپردازيد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 21:28  توسط ایلیا  | 

يكي از مشكلاتي كه بعضي جوانان با آن مواجه

ميشوند اين است که دو جوان يكديگر را مي پسندند

 و قصد ازدواج دارند ولي خانواده يكي يا هر دو مخالف

ازدواج آنها مي باشند در چنين موقعيت هايي مشكلاتي

براي جوانان پديد مي آيد و آنها را بر سر دو راهي هاي

 متعددي قرار مي دهد.به نظر شما در چنين شرايطي

چه تصميمي بايد گرفت؟

به نظر من نسخه خاص و واحدي را براي همه نميتوان

 پيچيد، گاهي حق با جوانان است و گاهي حق با

خانواده ها مي باشد.  مواردي ديده شده كه جوانان

بدون در نظر گرفتن تجارب بزرگترها اقداماتي نموده اند

ودر آينده باعث پشيماني شان شده است .همين

طور نمونه هايي را هم ديده ايم كه جوانان بدون

در نظر گرفتن خواسته هاي خود تن به خواسته

خانواده ها داده اند و در آخر پشيمان بوده اند و

مشكلات عديده اي هم داشته اند.

 البته موارد نتيجه بخش مثبت راهم مي توان مشاهده

نمود. لذا بطور كلي نمي توان هميشه حق را به بزرگترها

 يا جوانان داد.

توصيه مهم اين است:

 جوانان وقتي اقدام به ازدواج نمايند كه به بلوغ فكري ،

 فرهنگي، اجتماعي و مالي رسيده باشند و در چنين

 موقعيتي استفاده از تجارب ديگران و تطبيق آن با

شرايط و خواسته هاي خود بدون شك يكي از

راه هاي منطقي براي داشتن بهترين انتخاب در امر

ازدواج خواهد بود كه مسلما" نتايج مثبت فراواني نيز

در پي خواهد داشت. البته گاهي افراد به دلايل

گوناگون فقط خود را محق مي دانند و نمي توانند

به طريق منطقي دلايل و خواسته هاي ديگران را

بشنوند يا بپذيرند. مسلم است كه هر كسي براي

مخالفت خود بايد دلايل منطقي داشته باشد كه در چنين

 شرايطي آسان تر مي توان مشكلات را مرتفع نمود.

 اگر جوانان به خود ايمان داشته و خود را محق ميدانند

بايد سعي كنند نقطه ضعف ها و ايراد هايي را كه

موجب مخالفت گرديده برطرف كنند و با مذاكره و

عملكرد خود طرف مقابل را توجيه نمايند . گاهي لازم

 است تغييراتي در خود ايجاد كنند  بايد با روشي مناسب

 با شرايط فردي خود، توانايي ها و اخلاقيات و درونيات

واقعي و حقيقي و مثبت خود را بروز دهند كه بدون

شك اگر فردي مناسب و مثبت باشند مي توانند نظر

 طرف مخالف را تغيير داده و موافقت لازم را كسب

 نمايند.

ازدواج هايي كه با موافقت دو جوان و خانواده ها

انجام مي شود از شيريني و حلاوت بيشتري برخوردار

 خواهد بود.البته به بزرگترها هم توصيه مي شود ،

 سختگيري هاي بيهوده و موانع دست و پا گير را از سر راه

جوانان بردارند . گاهي سختگيري هاي بيش از حد

موجب مي شود حرمت و احترام آنها نزد جوانا ن

 از بين برود .وظيفه بزرگترها اين است كه راه  درست

 را با دليل و برهان نشان دهند ولي از سختگيري

 بپرهيزند و مسئوليت اتخاذ تصميم نهايي را به عهده

خود جوانان قرار دهند.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 21:28  توسط ایلیا  |